سیده زهرا حسینیان.
تعریف تعاون
واژه تعاون cooperation را نخستین بار رابرت اوون انگلیسی در مقابل واژه رقابت Competition به کار برد. سپس صاحب نظران و مصلحان اجتماعی این کلمه را با مفاهیم و کارکردهای متفاوتی به کار بستند, تا جایی که مقوله نهضت تعاونی Movement cooperation و حتی تعاون گرایی Cooperatisme در نظریههای اقتصادی – اجتماعی, جایگاه ویژهای یافت .
اتحادیه بین المللی تعاون در سی و یک مین کنگره خود که در سال ۱۹۹۵ در منچستر برگزار گردید, تعاونی را این گونه تعریف کردهاست:
«تعاونی, اجتماع مستقل افرادی است که به منظور تأمین نیازها و اهداف مشترک اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی خود از طریق اداره و نظارت دموکراتیک مؤسسهای با مالکیت جمعی، با همدیگر به نحو اختیاری توافق نمودهاند.»
تعاونیهادر اقتصادهای درحال انتقال وکشورهای درحال توسعه
در دهه 1970 نقش نهادهاي محلي و مشاركت در توسعه در جهان سوم مورد توجه خاص قرار گرفت. از مهمترين مطالعات در اين زمينه ميتوان از بررسي پنج تعاوني موفق در جهان سوم توسط ديويد كرتن نام برد. نتيجهاي كه وي از مطالعه مذكور ميگيرد آن است كه موفقيتهاي تعاونيها و نهادهاي محلي در گروه تشخيص دقيق و هماهنگي ميان نيازهاي افراد ذينفع و توانايي تشكيلاتي است يعني پايبندي به اصول «تعاون». متاسفانه در جهان سوم، تعاونيها اغلب با شكست روبرو بودهاند و تعاونيهاي موفق در زمره استثنا قرار ميگيرند. دليل عمده براي اين فقدان آن است كه تعاونيها در جهان سوم از مصنوعات دولت هستند و تلاش داوطلبانه افراد محلي جايگاهي در اين قضيه ندارد و بنابراين، اصول «تعاون» را يك به يك كنار ميگذارند تا آنجا كه شكاف بين دو مقوله «تعاون» و تعاوني» عميق ميشود و اميد به نجات «تعاوني» را محو ميكند.
در اين كشورها، تعاونيها به صورت خود جوش و به عنوان انعكاسي از شرايط اجتماعي تجلي نميكنند بلكه همواره از بالا به شهرهاي تحميل ميشوند. اين گونه تحميل نيز با هدف تحكيم موقعيت افراد ذينفوذ محلي شكل ميگيرد و نه براي منتفع ساختن عناصر نيازمند شهرها.
در اين جوامع، اعضاي تعاونيها فرصتي براي يافتن راههاي مشاركت و دخالت در تصميم گيري ندارند و تصميمها در دست گروهي از افراد ذينفوذ باقي ميماند. اين خود زمينه گسترش فساد را وسيعتر ميسازد.
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده نيز تعاونيها توسط قدرتهاي استعمارگر وارد شده و با رسوم محلي و روابط اجتماعي بومي هماهنگ نبوده است. در بسياري موارد نيز تلاش دولت براي تحميل تعاونيها با مقاومت مردم روبرو شده زيرا آن تشكيلات شكل ميگرفته است.
رشد تعاونیها در اقتصادهای در حال انتقال و کشورهای در حال توسعه در ابتدا با منازعات متعددی روبرو بوده است .
در کشورهای در حال انتقال ، به تعاونیها به دیده بنگاههای دولتی نگریسته می شد . با فروپاشی کمونیسم ، این تعاونیها نیز نابود شدند. در کشورهای در حال توسعه ،و بین سالهای 1950 الی 1960 تعاونیها تحت حفاظت دولتهای ملی گرا فعالیت میکردند و این دولتها به تعاونیها به عنوان ابزارهائی نگاه میکردند که از آنها به عنوان بنگاههای دولتی در اقتصاد کنترل شده و نیز سازمانهائی که دولت می توانست به مناطق روستائی دسترسی داشته باشد استفاده می شد.
البته در این دوره تعاونیهای موفقی نیز وجود داشتند ، مثل تعاونی شکر و پنبه در هند ،تعاونیهای لبنی در هند و بنگلادش، تعاونیهای قهوه در تانزانیا و کنیا ، و تعاونیهای اعتباری در بسیاری از کشورهای دیگر.
با این وجود، پس از آزاد سازی بازار در سال 1990 و حذف حمایتهای دولت ، بسیاری از تعاونیهائی که از حمایتهای دولت برخوردار بودند ، نتوانستند با بخش خصوصی رقابت کرده و منحل شدند.
بعد از تمامی این تجارب ، تغیراتی پدید آمد، از جمله اینکه، در اقتصادهای در حال انتقال قوانین جدیدی وضع گردیده و مالکیت تعاونیهای قدیمی به اعضاء سپرده شد و تعاونیهای جدیدی نیز تاسیس گردید.
بخش تعاون علیرغم همه مشکلات، دوران نوزائی خود را میگذراند.مطالعه ای که در مورد 11 کشور آفریقائی انجام شده است بیانگر آن است که حدود 7% از مردم آفریقا عضو تعاونیها هستند
در مورد کشور تانزانیا ، بعنوان مثال در سال 2000جلسه ای در سطح مدیران ارشد این بخش تشکیل گردید تا مسائل و مشکلات این بخش بررسی شود و در ادامه قوانین جدیدی برای تعاونیها وضع گردید .قوانینی که تضمین کننده عملکرد صحیح تعاونیهای اولیه و نیز فرآیند انتخاب مجدد اعضاء هیات مدیره به منظور حذف هیات مدیره ناکارآمد بود.
تعاوني اوجاماي تانزانيا نمونهاي از در هم شكستن آن تشكيلات به نوعي ديگر در جهان سوم است. در 1926 پس از اعلام استقلال تانزانيا، ژوليوس نايرره با حمايت از ايجاد هويت اقتصادي ـ اجتماعي آفريقا تلاش سرسختي را آغاز كرد تا بلكه رسوم پيش از استعمار آفريقا را در زمينه توليد به تانزانيا باز گرداند. يكي از روشهايي كه وي بكار گرفت، ايجاد جوامع كوچك اوجاما بود. قرار بود اين جوامع مانند تعاونيهاي مندراگن اسپانيا (كه قبلا بدان اشاره شد) براساس تعاونيهاي داوطلبانه و خودكفا شكل گيرند. اما استقبال مردم از آنها بسيار محدود بود زيرا اصل تفكر از «بالا» تحميل شده بود به جاي آن كه تقاضا از درون جامعه شكل گرفته باشد. پس از 1970 دولت مجبور شد تا از نيروي نظامي خود استفاده كند تا بلكه بدينوسيله مردم ودار به عضويت در آن تعاونيها شوند. اين عمل البته با واكنش منفي و شديدتر مردم روبرو شد به ترتيبي كه تعاونيهاي نايرره (به رغم ايدههاي استقلال طلبانهوي) كاملا از هم پاشيد. مطالعات گويي آن است كه تعاونيهاي تانزانيا نه سطح زندگي مردم را بهبود بخشيدند و نه از وابستگي به كمك دولتهاي خارجي كاستند.
موانع و مشکلات پیشاروی تعاونیها در کشورهای در حال توسعه
دیدگاههای خوش بینانه در مورد تعاونیها را می بایست با محدودیتها و موانع و مشکلات سر راه آنها در کشورهای در حال توسعه با هم مقایسه کرد .
مطالعاتی که در مورد 450 تعاونی در کشورهای تانزانیا و سریلانکا انجام شده است حکایت از آن دارد که این تعاونیها دسترسی کمی به تامین مالی جهت توسعه فعالیتهای خود دارند. از جمله دیگر محدودیتهای آنها ،کمبود اطلاعات فنی ، عدم دسترسی به تکنولوژی ، آموزش مهارتهای تجاری و مدیریتی ، عدم دسترسی به بازارهای بیرون از منطقه و عدم اطلاعات کافی در مورد فرصتهای تجاری می باشند .
چنین تعاونیهائی ، هنوز هم با مواردی همچون نظارت بیش از حد دولت و نیز مدیریت ضعیف داخلی مواجه هستند که این امر در نهایت به سلب اعتماد از مدیران داخلی منجر میگردد.تعاونیهای کشاورزی نیازمند حمایتها و کمکهائی در زمینه ارتقاء کیفیت محصولات خود جهت صادرات در اقتصاد جهانی می باشند. دیگر اینکه ، ظرفیت تعاونیهای اعتباری می بایست تقویت شوند تا بتوانند امور بانکی را انجام داده و ریسکها را مدیریت کنند.
همکاری و مشارکت ضعیف زنان در تعاونیها از دیگر مسائلی است که بسیاری از تعاونیها با آن مواجه هستند . این مشکل در تعاونیهای کشاورزی در مقایسه با دیگر تعاونیها مثل تعاونیهای اعتباری بیشتر می باشد.
یکی از راه حلهای این مشکل ، ایجاد تعاونیهای زنان می باشد، مثل تعاونی بانک زنان در جنوب سریلانکا. اجرای برنامه های آموزشی ، مثل برنامه آموزش مدیریت تعاونی لبنی زنان در هند ،به مشارکت زنان کمک زیادی می نماید .
در ادامه مشکلات مربوط به مشارکت پائین جوانان و نیاز به ایجاد کار برای آنها را می توان از طریق تاسیس تعاونیهای تخصصی جوانان و نیز راه اندازی دورههای آموزشی برای تعاونیهای فعال برطرف نمود.
در آفریقا مشکلات دیگری از ناحیه بیماری ایدز نیز تعاونیها را تهدید می کند .هزینه هائی که این بیماری بر روی منابع انسانی ، کاهش نیروی کار ماهر و اعضاء تعاونیها دارد ، زیاد بوده و از جمله
مشکلاتی است که بر مشکلات فضای کسب و کار می افزاید.همچنین باید یادآور شد که تعاونیهای اعتباری، با موضوع افزایش ریسکهای وامهای پرداخت نشده روبرو بوده و نیازمند ارائه تضمینهای هستند که در دراز مدت ممکن است هزینه بر باشد.
یکی دیگر از مشکلات ، برطرف کردن نیازهای اعضاء و خانواده های آنهاست که مبتلا به بیماری ایدز هستند و این امر تنها از عهده تعاونیهائی برمی آید که عملکرد مناسبی دارند.
علاوه بر این، تعاونیها یکی از مراکز خوب برای افزایش آگاهی و آموزش افراد از خطرات بیماری ایدز می باشند.
تأسیس و راهاندازی بانکهای تعاون در تانزانیا و توسعه این بخش
بر اساس مطالعات صورت گرفته، تانزانیا به عنوان بزرگترین کشور شرقی قاره آفریقاست که 56 درصد تولید ناخالص داخلی را با اهتمام 80 درصد نیروی کار خود در تعاونیهای تولیدی، فرآوری و بازاریابی با اتکاء به تولیدات کشاورزی حاصل و تأمین میکند.
بر اساس این گزارش، تانزانیا به واسطه ساختار تعاونی که دولت سوسیالیستی برای این کشور به ارث مانده بود، توانست در جهت بهبود وضعیت اقتصادی کشور، گامهای مؤثر و پرقدرتی برداشته و ساختار اقتصادی کشور را بهبود بخشد که از مهمترین مباحث مطرح در این خصوص میتوان به فعالیت بیش از دو هزار و 525 تعاونی بازار یابی با 305 هزار نفر عضو، 628 شرکت اعتباری با 134 هزار عضو، 302 تعاونی صنعتی با پنج هزار نفر عضو و 117 تعاونی مسکن با حدود هفت هزار نفر عضو اشاره کرد.
این گزارش اضافه میکند: تانزانیا با اتکاء به اقتصاد تعاونی و کاهش پرداخت هزینه بخشهای عمومی و اجتماعی به نصف و همچنین کاهش تعداد ماموران شاغل در بخش تعاون از هزار و 500 نفر به 820 نفر توانسته است حمایتهای دولت را در کوتاهترین زمان قطع کند.
این گزارش حاکیست، در سال 1994 فدراسیونی از تعاونیها به منظور در اختیار گرفتن خدمات پشتیبانی همچون ممیزی و توسعه منابع انسانی در این کشور تشکیل شد که بر این اساس شرکتهای غیر قابل دوام با کاهش اعضا از نه هزار نفر به چهار هزار و 377 نفر، و تعداد اتحادیهها در ساختار جدید از 41 اتحادیه اعتبار، به 34 اتحادیه تقلیل و نوسازی و تحکیم آنها در دستور کار قرار گرفت.
این گزارش اضافه میکند: مسئولان تصمیمساز در بخش تعاون به منظور تداوم استقلال مالی و توسعه عرصه فعالیتی تعاونیها در کشور، اقدام به تشکیل و راه اندازی بانکهای تعاون کرد که با مصوبات صورت گرفته در این خصوص توانست زمینه را برای فعالسازی بخش تعاون بیش از بیش مهیا کند.
تعاونی های کشاورزی در افریقا
در موزامبیک تعاونی کشتکاران نیشکر ماراگا با رابو بانک به عنوان بزرگترین بانک تعاون کشاورزی جهان مناسبات اعتباری دارد،
تعاونیهای کشاورزی در روآندا، جمهوری متحده تانزانیا و زامبیا روابط بانکی مشابهی با رابوبانک دارند. کشورهای در حال توسعه ،نیاز مبرمی به افزایش تولید مواد غذائی دارند،چرا که براساس گزارش بانک جهانی ،اقتصاد روستائی در این گروه از کشورها بطور جدی نادیده گرفته شده و پس رفت داشته است .
یکی از راهکارهای برون رفت از این مشکل ، تشویق کشاورزان به عضویت در تعاونیهای کشاورزی و یا فروش است ، این تعاونیها در فرآیندهای تولید ،فرآوری و فروش محصولات کشاورزی فعالیت داشته و کشاورزان از این طریق می توانند به بازار دسترسی داشته باشند
در اين جوامع، اعضاي تعاونيها فرصتي براي يافتن راههاي مشاركت و دخالت در تصميم گيري ندارند و تصميمها در دست گروهي از افراد ذينفوذ باقي ميماند. اين خود زمينه گسترش فساد را وسيعتر ميسازد.
زنان و تعاونی کشاورزی
زنان روستایی بیشتر فعالیتهای تولیدی در بخش کشاورزی را انجام می دهند. طبق آمار موجود حدود 5/6 میلیون نفر از زنان روستایی به طور مستقیم در کاشت، داشت و برداشت محصولهای کشاورزی حضور فعال دارند. علاوه بر این، دختران روستا از کودکی به فعالیت کشاورزی و دامپروری مشغول می شوند.در آفریقا اشتغال زنان به کشاورزی 80 درصد است.
بنا بر گزارش سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) در برخی از کشورها به ویژه آفریقا زنان دو برابر مردان به فعالیتهای کشاورزی اشتغال دارند. به عنوان مثال در تانزانیا، سالانه مردان 1800 ساعت و زنان حداقل 2600 ساعت به کشاورزی می پردازند.
تعاوني ها در بخش غيررسمی
تعاوني ها در بخش غيررسمي ، موفقيت خود را نشان داده اند، به ويژه اين امر در بين كارگراني نظير رانندگان تاكسي و خرده فروشان كوچك ديده مي شود.
شواهد دلگرم كننده اي از موفقيت ساير تعاوني ها در ارائه بيمه اجتماعي به گروههاي غيررسمي « خوديار» وجود دارد. به عنوان مثال در اتحاد جماهير تانزانيا، حدود 1000 فروشنده خرده پاي تعاوني وانايامالا در دارالسلام ، مبالغ اندكي را به طور روزانه به تعاوني مي پردازند كه بخشي از آن براي حمايت از اعضاي تعاوني به هنگام بيماري و مرگ مورد استفاده قرار مي گيرد.
تعاونیهای اعتبار
به گزارش فارس، بر خلاف انواع تعاونیها، تأسیس شرکتهای جدید تعاونی اعتبار در آفریقا با وجود نظارت مفرط دولت به چالش ناشی از سازگاری ساختاری و مشکل و تضاد چندانی مواجه نشد و این نوع تعاونیها بر خلاف دیگر انواع تعاونی آسیب چندانی را از سوی دولت متحمل نشدند.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر بیش از چهار هزار و 500 میلیون تعاونی اعتبار با سه میلیون نفر عضو در آفریقا فعالیت میکنند که سهم این تعاونیها از بازار قاره سیاه 6/1 درصد است،
حدود 49000 تعاونی اعتباری در سراسر جهان وجود دارند که به 177 میلیون نفر از اعضاء خود در 96 کشور جهان خدمات ارائه می کنند. این امر زیر نظر شورای جهانی اتحادیه های اعتباری و علیرغم بحرانهای مالی حال حاضر صورت می گیرد
. بر اساس این گزارش، در حال حاضر بیش از چهار هزار و 500 میلیون تعاونی اعتبار با سه میلیون نفر عضو در آفریقا فعالیت میکنند که سهم این تعاونیها از بازار قاره سیاه 6/1 درصد است،
در بسياري از كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده نيز تعاونيها توسط قدرتهاي استعمارگر وارد شده و با رسوم محلي و روابط اجتماعي بومي هماهنگ نبوده است. در بسياري موارد نيز تلاش دولت براي تحميل تعاونيها با مقاومت مردم روبرو شده زيرا آن تشكيلات شكل ميگرفته است.
تعاوني اوجاماي تانزانيا نيز نمونهاي از در هم شكستن آن تشكيلات به نوعي ديگر در جهان سوم است. در 1926 پس از اعلام استقلال تانزانيا، ژوليوس نايرره با حمايت از ايجاد هويت اقتصادي ـ اجتماعي آفريقا تلاش سرسختي را آغاز كرد تا بلكه رسوم پيش از استعمار آفريقا را در زمينه توليد به تانزانيا باز گرداند. يكي از روشهايي كه وي بكار گرفت، ايجاد جوامع كوچك اوجاما بود. قرار بود اين جوامع مانند تعاونيهاي مندراگن اسپانيا (كه قبلا بدان اشاره شد) براساس تعاونيهاي داوطلبانه و خودكفا شكل گيرند. اما استقبال مردم از آنها بسيار محدود بود زيرا اصل تفكر از «بالا» تحميل شده بود به جاي آن كه تقاضا از درون جامعه شكل گرفته باشد. پس از 1970 دولت مجبور شد تا از نيروي نظامي خود استفاده كند تا بلكه بدينوسيله مردم ودار به عضويت در آن تعاونيها شوند. اين عمل البته با واكنش منفي و شديدتر مردم روبرو شد به ترتيبي كه تعاونيهاي نايرره (به رغم ايدههاي استقلال طلبانهوي) كاملا از هم پاشيد. مطالعات گويي آن است كه تعاونيهاي تانزانيا نه سطح زندگي مردم را بهبود بخشيدند و نه از وابستگي به كمك دولتهاي خارجي كاستند.
نتيجهاي كه ازاين مطالعه كسب ميشود اين است كه تعاوني مسكن به عنوان ابزاري براي تامين مسكن قشر كم درآمد ميتواند بسيار كارساز و موفق باشد، اما لازمه اين موفقيت، ايجاد شرايطي است كه از طريق پايبندي به اصول تعاون فراهم شود
تعاونی بیمه
به گزارش فارس، تعاونیهای بیمه از تأثیرگذارترین تعاونیها در امر ارائه خدمات به اقشار کمدرآمد هستند که در سالهای اخیر موفقیت این نوع تعاونیها در ارائه بیمهاجتماعی به گروههای غیررسمی اقتصاد در بخش "خودیار " مشهود و ملموس بوده است.
براین اساس، در کشور تانزانیا حدود هزار فروشنده خردهپای تعاونی "وانایامالا " در دارالسلام، مبالغ اندک خود را روزانه به تعاونی میپردازند که بخشی از آن برای حمایت از اعضای تعاونی به هنگام بیماری و مرگ مورد استفاده قرار میگیرد.
فهرست منابع
1. سایت تعاونگران، مقاله ای از غلامرضا محمدی
2. زنان در توسعه کشاورزی، انتشارات فائو، نشر جهادسازندگی، 1375
3. خبرگذاری دانشجویان ایران
4. سایت تعاون یعنی همکاری
5. سایت اندیشه سرای تعاون، گزارش دبيركل سازمان ملل متحد درباره نقش تعاوني ها در توسعه اجتماعي، مترجم: اصغر بيات
6. روزنامه تفاهم
7. مقاله ای از غلامرضا محمدی